نصیحت نکن!
وقتی کسی را به اندازه ای بی اندازه دوست داری نمی شود نگرانش نباشی... نمی شود روی خطرات و آسیب هایی که در کمین اوست چشم ببندی... وقتی کسی را به معنای واقعی کلمه دوست داری اجازه هر کاری را به او نمی دهی.... همیشه چندین متر جلوتر ش را می پایی که مبادا چاهی ، خطایی، گزندی آزرده اش کند... من همین اندازه تورا دوست دارم که باتمام توان مادریم نگذارم تا زنده ام اشتباه کنی ،آسیب ببینی ،به خطا بروی ... من همین اندازه دوستت دارم که اجازه ی هر کاری را به تو ندهم ،چه حالا که نوپایی و خطا های کودکانه ات به آسیب تنت منجر میشود وچه بعدها که خطاهای احتمالیت شاید منجر به آسیب روحت شود همان جا بازهم مادر با صدای آشنای جیزه کنارتوست...حتی اگر خود...


